همین هزیان های واقعی ...

از فکر سیر ترشی های که 10 سال دیگر 10 ساله اند و من 34 ساله حالم به هم می خورد ... من از گذر روزها ... من از بزرگ شدن، از از دست ، از فهمیدن حالم به هم می خورد ... من هر روز برای زندگی، برای ادامه بهانه ها و دلیل های خوب و کافی ندارم ... هیچ چیز درست نمی شود و زمان حلال هیچ مشکلی نیست .... تا وقتی که انسان برای تغییر دست به تار و پودهای فاسدش بزند ...

+ مثل هزیان های دم مرگ چنین درهم و برهم می گویم ... که همین هزیان ها واقعیت محض اند ....

+ نجات دهنده من در اعماق وجودم مرده است !



آیا این مطلب مفید بود ؟

منبع این نوشته : منبع
ارسال دیدگاه

CAPTCHA Image

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا همه ی جاهای خالی را برای ثبت دیدگاه پر کنید.
  • توجه کنید ایمیل با www شروع نمیشود.
هنوز دیدگاهی برای این نوشته ثبت نشده است.